از دست‌ودلبازی محبی‌ها تا کارت‌خوان خلیل تنها

تاریخ و ساعت انتشار : یک شنبه 19 مهر 1405 09:54
محمدحسن و محمدحسین محبی خودشان خاک‌خورده‌های اصیل کشتی بودند؛ از همان جنس قهرمانانی که خوب می‌دانستند در پس‌کوچه‌های جعفرآباد، تپه‌فتحعلی‌خان، فیض‌آباد و شاطرآباد، بچه‌هایی قد می‌کشند با مچ‌های کلفت، نفس‌های چاق، اما با جیب‌های خالی.

محمدحسن و محمدحسین محبی خودشان خاک‌خورده‌های اصیل کشتی بودند؛ از همان جنس قهرمانانی که خوب می‌دانستند در پس‌کوچه‌های جعفرآباد، تپه‌فتحعلی‌خان، فیض‌آباد و شاطرآباد، بچه‌هایی قد می‌کشند با مچ‌های کلفت، نفس‌های چاق، اما با جیب‌های خالی. تصمیم آن روزهای برادران محبی برای رایگان کردن سالن‌ها، از ته دل و برای این بود که هیچ بچه‌مستعدی پشت درهای بسته نماند و بی‌پولی، حسرت دوبنده پوشیدن را به دل نوجوانی نگذارد. این کار از نظر غیرت ورزشی و معرفت خاک گود، نمره بیست گرفت؛ سالن‌ها پر از همهمه شد، هیاهو برگشت و موجی از انگیزه راه افتاد. اما همین تصمیم در مرام ورزش حرفه‌ای ضربه‌فنی شد؛ چون در دنیای واقعی، وقتی دخل سالن را کلاً صفر می‌کنی، خیلی زود روی تشک‌های پاره چسب ۵ سانتی می‌زنند، دوش‌های آب گرم از کار می‌افتد، سالن‌ها بوی فرسودگی می‌گیرد و مهم‌تر از همه، مربی سازنده‌ای که باید نان شب زن و بچه‌اش را تأمین کند، بدون دستمزد دلسرد و بی‌انگیزه می‌شود.

 

حالا ورق برگشته و دوران مدیریت خلیل تنها از راه رسیده است؛ مدیری که دست گذاشته روی همان گره کور و سال‌ها عادتِ نادرست. خلیل تنها بساط مجانی بودن را جمع کرده، برای تمرینات قاعده گذاشته و حتی برای مسابقات استانی هم ورودی نقدی تعیین کرده است. درست در همین نقطه است که دیگ انتقادات سر رفته و تیغ حمله‌ها به سمت او کشیده شده که: «چرا از کشتی‌گیر ورودی می‌گیری؟ کشتی ورزش پابرهنه‌هاست، نباید پولی شود!»

 

اما واقعیت روی تشک چیست؟ کسانی که امروز به خلیل تنها بابت گرفتن ورودی مسابقات حمله می‌کنند، یک اصل ساده ورزش قهرمانی را نادیده می‌گیرند که برگزاری مسابقه شسته‌رفته هزینه دارد؛ حق‌الزحمه داور، پزشک سر تشک، صدور جدول، سیستم صوتی، جوایز و سالن مناسب، هیچ‌کدام با صلوات و شعار تأمین نمی‌شود. خلیل تنها خواسته کشتی را از حالت «هیأتی و باری‌به‌هرجهت» بیرون بکشد و مثل همه جای دنیای حرفه‌ای، به تقویم مسابقات نظم و انضباط بدهد. ورزشکاری که برای مسابقه هزینه ورودی می‌دهد، یاد می‌گیرد مسابقه شوخی نیست، وزن‌کشی حرمت دارد و حضور در جدول ارزش حرفه‌ای می‌طلبد؛ هیأت هم با این درآمد می‌تواند چراغ مسابقات را روشن نگه دارد و حق‌الزحمه داور و کادر اجرایی را صاف کند.

 

گیر کار اما کجاست که کارد منتقدان تا استخوان مدیر جدید فرو می‌رود؟ مشکل اینجاست که منتقدان، کشتی امروز را با همان خاطرات خوش و احساسی دوران محبی‌ها مقایسه می‌کنند و متوجه نیستند آن مجانی‌کردن‌های دیروز، میراثی جز سالن‌های مخروبه، تشک‌های مستهلک و جیب خالی برای هیأت نگذاشت. با این حال، اگر خلیل تنها هم بخواهد بدون هیچ تبصره و انعطافی، صرفاً یک کارت‌خوان جلوی ورودی مسابقات بگذارد، به بیراهه می‌رود. در شهری مثل کرمانشاه که ریشه کشتی‌گیرانش در همین محلات محروم است، گرفتن ورودی مسابقات حرکتی درست و بر اساس منطق حرفه‌ای ورزش است، به این شرط که با چشم‌های باز همراه باشد؛ یعنی استعدادهای شناسایی‌شده و بچه‌های یتیم و بی‌بضاعت اما مدعی، با دست هیأت و معرفی مربیان بورسیه شوند تا پشت سد چند صد هزار تومان ورودی نمانند.

 

در نهایت، مقایسه این دو دوران نشان می‌دهد که کشتی کرمانشاه امروز در یک پیچ تاریخی سخت قرار دارد که دیروز با مرام پهلوانی برادران محبی سالن‌ها شلوغ شد اما ساختار مالی ورزش زمین خورد، و امروز خلیل تنها بابت سامان دادن به اقتصاد تشک و حرفه‌ای کردن مسابقات چوب می‌خورد. گرفتن ورودی مسابقات شاید توی ذوق عاشقان نوستالژی بزند، اما یک واقعیت تلخ ورزشی است؛ تخته کردن چرخ‌دنده‌های اقتصادی کشتی، خدمت به بچه‌های محروم نبود، بلکه خاک کردن آینده کشتی کرمانشاه بود.

نویسنده: حامد مهدوی

شبکه های مجازی:

  • جدیدترین ها
  • پربازدید ها
آرشیو مطالب