اما این بازگشت، شباهتی به دوره نخست ندارد. آن زمان ایتالیا تنها از صعود به جام جهانی ۲۰۱۸ بازمانده بود، اما امروز بحران عمیقتر شده است. آتزوری حالا سه جام جهانی متوالی را از دست داده؛ اتفاقی که برای یکی از پرافتخارترین تیمهای تاریخ فوتبال جهان، یک فاجعه تمامعیار محسوب میشود. گنارو گتوزو نیز پس از شکست سرنوشتساز برابر بوسنی در پلیآف انتخابی جام جهانی و ناکامی در شکستن این طلسم، از سمت خود استعفا داد و صندلی داغ تیم ملی را خالی گذاشت.
اکنون مانچینی نه با یک تیم آماده، بلکه با فوتبالی زخمی و از هم گسیخته روبهرو است. نسلی که روزی با دفاعهای آهنین، هافبکهای خلاق و مهاجمان بزرگ شناخته میشد، حالا از کمبود ستاره، ضعف ساختاری در فوتبال پایه و بحران مدیریتی رنج میبرد. او باید هم تیم را از نظر فنی بازسازی کند و هم اعتماد از دست رفته مردم ایتالیا را بازگرداند؛ مأموریتی که شاید دشوارترین چالش دوران مربیگریاش باشد.
نتظارات از «مانچو» بسیار بالاست. هواداران امیدوارند همان جادویی را تکرار کند که در یورو ۲۰۲۰ رقم زد، اما سؤال بزرگ همچنان پابرجاست؛ آیا مربیای که چند سال اخیر را دور از فشار و رقابت سنگین فوتبال اروپا در حاشیه خلیج فارس گذرانده، هنوز همان ذهن برنده و همان انگیزه گذشته را دارد؟
پاسخ این سؤال، آینده فوتبال ایتالیا را رقم خواهد زد. اگر مانچینی دوباره موفق شود، نامش به عنوان معمار دو نسل متفاوت از آتزوری در تاریخ ثبت خواهد شد؛ اما اگر شکست بخورد، شاید این بار نه فقط دوران او، بلکه بخشی از اعتبار یکی از پرافتخارترین مکاتب فوتبال جهان نیز به پایان یک دوره تلخ برسد.







