کاپیتان نیوز// پژوهش دکتر احسان شاه قاسمی، استاد دانشگاه تهران درباره واکنش کاربران شبکه اجتماعی ایکس نشان میدهد آیین افتتاحیه المپیک ۲۰۲۴ پاریس، بهجای آنکه صرفاً نمادی از همبستگی جهانی باشد، به عرصهای برای مناقشههای مذهبی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شد.
آیینهای افتتاحیه المپیک همواره با هدف نمایش شکوه فرهنگی، هنری و ورزشی کشور میزبان و تأکید بر ایده وحدت میان ملتها برگزار میشوند. با این حال، نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که در عصر شبکههای اجتماعی، فاصله میان پیام رسمی یک رویداد جهانی و برداشتی که مخاطبان از آن دارند، میتواند بسیار عمیق باشد. بررسی سه هزار پست منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس درباره آیین افتتاحیه المپیک ۲۰۲۴ پاریس نشان میدهد که این مراسم، بهجای شکلدادن به یک روایت واحد از همبستگی جهانی، به میدان رقابت روایتهای متضاد و گاه خصمانه تبدیل شده است.
این پژوهش که توسط دکتر احسان شاه قاسمی، پژوهشگر حوزه رسانه انجام شده، با تکیه بر نظریه «رمزگذاری/رمزگشایی» استوارت هال، واکنش کاربران به آیین افتتاحیه المپیک پاریس را بررسی کرده است. بر اساس این نظریه، پیام رسانهای هرگز بهصورت مستقیم و یکسان از سوی همه مخاطبان دریافت نمیشود، بلکه مخاطبان بر اساس پیشینه فرهنگی، باورهای دینی، نگرشهای سیاسی و تجربههای اجتماعی خود، پیام را تفسیر و بازتفسیر میکنند.
در این پژوهش، سه هزار پست مرتبط با مراسم افتتاحیه المپیک که در فاصله ۲۶ ژوئیه تا ۵ اوت ۲۰۲۴ در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. برای تحلیل احساسات، پستها با استفاده از یک مدل پیشآموزشدیده هوش مصنوعی در سه دسته مثبت، منفی و خنثی طبقهبندی شدند. همچنین پژوهشگر با استفاده از روش خوشهبندی کا-میانگین و بهرهگیری از معیارهایی مانند روش آرنج و تحلیل سیلوئت، هشت خوشه موضوعی را از میان دادهها شناسایی کرد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که واکنش کاربران به مراسم، بیش از آنکه یکدست و مثبت باشد، با قطبیشدن و نارضایتی قابلتوجه همراه بوده است. بخشی از کاربران، مراسم افتتاحیه را فاقد اصالت توصیف کرده و با استفاده از تعابیری تند، آن را یکی از ضعیفترین یا ناموفقترین افتتاحیههای تاریخ المپیک دانستهاند. در مقابل، گروهی دیگر از کاربران از نوآوریهای هنری و ویژگیهای متفاوت مراسم استقبال کردهاند. این شکاف در واکنشها نشان میدهد که یک رویداد واحد میتواند برای گروههای مختلف مخاطبان، معناهایی کاملاً متفاوت تولید کند.
«شام آخر» و مناقشه بر سر مرز هنر و مذهب
یکی از مهمترین محورهای شکلگرفته در بحثهای کاربران، اجرای هنری جنجالی مراسم بود که از سوی بسیاری از مخاطبان به نقاشی مشهور «شام آخر» اثر لئوناردو داوینچی نسبت داده شد. این بخش با واکنشهای منفی گستردهای از سوی برخی کاربران مسیحی مواجه شد و شماری از آنان آن را توهین به باورهای مذهبی خود تلقی کردند.
این مناقشه خیلی زود از سطح یک نقد هنری فراتر رفت و به بحثی گسترده درباره نسبت میان آزادی بیان، هنر و احترام به مقدسات مذهبی تبدیل شد. حضور چهرههای سیاسی شناختهشده در میان منتقدان این بخش از مراسم نیز موجب شد دامنه بحث گستردهتر شود. از منظر پژوهش، این واکنشها نمونهای روشن از فرایند «رمزگشایی متفاوت» مخاطبان است؛ به این معنا که نمادی که ممکن است از نگاه طراحان مراسم حامل پیامی هنری یا فرهنگی باشد، برای گروهی دیگر میتواند معنایی مذهبی، توهینآمیز یا سیاسی پیدا کند.
وقتی سرمایه و تبلیغات وارد صحنه میشوند
تجاریشدن مراسم نیز یکی دیگر از محورهای مهم انتقادات کاربران بود. حضور برندهای بزرگ و اسپانسرهای تجاری، از جمله سامسونگ، کوکاکولا و تویوتا، در بخشی از واکنشهای منفی کاربران مورد توجه قرار گرفت. منتقدان معتقد بودند که حضور پررنگ برندهای تجاری میتواند از اصالت فرهنگی و هنری چنین رویدادی بکاهد و مرز میان یک جشن جهانی و یک رویداد تبلیغاتی را کمرنگ کند.
این بخش از یافتهها، پرسش مهمی را درباره نقش سرمایه در رویدادهای فرهنگی و ورزشی جهانی مطرح میکند. المپیک در ظاهر قرار است نمادی از رقابت ورزشی، دوستی ملتها و همبستگی جهانی باشد، اما وابستگی آن به منابع مالی و حامیان تجاری، همواره این پرسش را ایجاد میکند که در نهایت چه کسی روایت اصلی این رویدادها را تعیین میکند.
ادعای استراتورفینگ و مدیریت افکار عمومی
یکی از یافتههای قابلتوجه پژوهش به شناسایی ۳۶ پست مشکوک مرتبط با تبلیغ و دفاع از یکی از برندهای حامی مراسم مربوط میشود. بر اساس پژوهش، این پستها به دلیل شباهتهای ساختاری و محتوایی بالا، مشکوک به انتشار هماهنگ و غیرطبیعی تشخیص داده شدند و از نمونه نهایی تحلیل کنار گذاشته شدند.
پژوهشگر این موارد را در چارچوب مفهوم «استراتورفینگ» مورد توجه قرار داده است؛ مفهومی که به تلاش برای ایجاد حمایت ظاهراً مردمی از یک دیدگاه یا برند، در حالی که این حمایت از سوی یک مجموعه سازمانیافته هدایت میشود، اشاره دارد. البته چنین یافتهای بهتنهایی نمیتواند اثباتکننده وجود شبکه رباتیک یا عملیات سازمانیافته باشد و برای تأیید قطعی آن، به بررسیهای فنی و دادههای بیشتر نیاز است. با این حال، همین احتمال نشان میدهد که تحلیل افکار عمومی در شبکههای اجتماعی، بدون توجه به حسابهای جعلی، فعالیتهای هماهنگ و محتوای دستکاریشده، میتواند تصویری ناقص از نگرش واقعی کاربران ارائه دهد.
سیاست در حاشیه جشن ورزشی
در کنار مناقشههای مذهبی و اقتصادی، سیاست نیز از روایتهای شکلگرفته پیرامون مراسم افتتاحیه جدا نبود. در حالی که مقامهای رسمی فرانسه از ویژگیهای نوآورانه و باشکوه مراسم سخن گفتند، بخشی از کاربران شبکههای اجتماعی، این رویداد را ابزاری برای بازنمایی تصویری خاص از فرانسه در عرصه بینالمللی ارزیابی کردند.
از این منظر، مراسم افتتاحیه المپیک را نمیتوان صرفاً یک رویداد ورزشی دانست. چنین مراسمی در سطحی گستردهتر، فرصتی برای «دیپلماسی عمومی» و بازنمایی هویت ملی کشور میزبان نیز محسوب میشود. با این حال، در فضای شبکههای اجتماعی، مخاطبان تنها دریافتکننده این تصویر نیستند، بلکه میتوانند آن را نقد، بازتعریف و حتی به چالش بکشند.
محدودیتهای پژوهش
این پژوهش در کنار یافتههای خود، محدودیتهایی نیز دارد. تمرکز بر محتوای انگلیسیزبان شبکه اجتماعی ایکس، امکان تعمیم نتایج به سایر جوامع زبانی و فرهنگی را محدود میکند. همچنین نمیتوان تنها بر اساس دادههای این پژوهش، سهم دقیق عوامل مذهبی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را در شکلگیری واکنشهای کاربران مشخص کرد. بررسی همزمان شبکههای اجتماعی دیگر نیز میتوانست به درک دقیقتر میزان وابستگی این الگوها به ویژگیهای خاص پلتفرم ایکس کمک کند.
با وجود این محدودیتها، یافتههای پژوهش تصویری قابلتأمل از وضعیت رویدادهای جهانی در عصر شبکههای اجتماعی ارائه میدهد. آیین افتتاحیه المپیک پاریس نشان داد که پیامهای رسمی و طراحیشده یک رویداد، الزاماً همان معنایی را که برگزارکنندگان در نظر دارند، در میان مخاطبان ایجاد نمیکنند.
مهمترین نتیجه این پژوهش آن است که در عصر شبکههای اجتماعی، مشروعیت و معنای یک رویداد جهانی دیگر از بالا به پایین تعیین نمیشود. مخاطبان در فرایند تولید معنا مشارکت دارند و میتوانند یک جشن جهانی را به عرصهای برای بیان اعتراضهای مذهبی، نقدهای سیاسی و اقتصادی و رقابت میان روایتهای مختلف تبدیل کنند. از این منظر، المپیک پاریس تنها یک رویداد ورزشی نبود؛ بلکه نمونهای از چگونگی شکلگیری و تقابل روایتها در فضای عمومی دیجیتال بود؛ فضایی که در آن، هر نماد میتواند همزمان حامل معناهای متفاوت و حتی متضاد باشد.
نویسنده: دکتر احسان شاه قاسمی